نمازیکی از قدیمی‌ترین عباداتی که در تمامی ادیان گذشته وجود داشته ، نماز است. در برخی از روایات به نماز تعدادی از انبیاء الهی از حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه اسلام تا حضرت خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم اشاره شده است که برخی از آنها به این شرح است:
1- نماز حضرت آدم (علیه السلام): از صُحُف حضرت ادریس نقل شده که در نخستین روز اقامت حضرت آدم (علیه السلام) و حوا در زمین ، خداوند ، نماز عصر و مغرب و عشاء را مجموعاً 50 رکعت به حضرت آدم واجب کرد.

2- نماز حضرت شیث (علیه السلام): وقتی حضرت آدم (علیه السلام) فوت کرد حضرت شیث (علیه السلام) او را غسل داد و بر وی نماز خواند.

3- نماز حضرت ادریس (علیه السلام): در روایت امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران خود سفارش می‌فرمایند: وقتی به مسجد کوفه شرفیاب شدی به مسجد سهله نیز برو در آنجا نماز بخوان و از خدا طلب حاجت کن زیرا مسجد سهله خانه‌ی حضرت ادریس است که در آن خیاطی می‌کرد و در آن نماز می‌خواند.

4- نماز حضرت نوح (علیه السلام): کشتی نوح دارای پنجره‌ها و سوراخ­هایی بود که از آن نور خورشید به داخل منعکس می­شد و از این طریق وقت نماز را تعیین می‌کردند.[1]

5- نماز حضرت شعیب (علیه السلام): خداوند در سوره هود آیه88 می‌فرمایند «گفتند ای شعیب آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که ما آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند ترک گوییم و آنچه را می‌خواهیم ، در اموالمان انجام ندهیم ؟ که همانا تو مرد بردبار و رشیدی هستی.»

این جمله گفتار مردم مدین در ردّ حجّت شعیب (علیه السلام) است . اهل مدین دعوت شعیب (علیه السلام) را مستند به نماز او کردند ، چون در نماز دعوت به معارضه‌ی با آن قوم در بت پرستی و کم فروشی آنهاست و این همان سری است که آنها از آن اینگونه تعبیر کرده‌اند؛ «اَصَلاَتُک تَامُرُکَ اَن نَترُک...» یعنی آیا نمازت ، تو را امر کرده که ما بت پرستی را ترک کنیم.[2]

6- نماز حضرت الیاس (علیه السلام): روزی حضرت الیاس (علیه السلام) به گریه و زاری درآمد . خداوند به فرشته مرگ فرمود : از الیاس سؤالی کن که سبب گریه‌ات چیست ؟ برای دنیا است و یا مرگ ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) جواب داد نه این است و نه آن است ، بلکه گریه‌ی من بخاطر این است که دیگر زنده نخواهم بود تا به ذکر و مناجات خدا پردازم . خداوند به فرشته‌اش فرمود : از او دست بردار و روح او را قبض نکن چرا که او زندگی را برای بندگی و ذکر می‌خواهد.[3]

------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
[1]مجلسی، محمد باقر، ج11، ص196.
[2]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی، ج10، ص546.
[3]. حسن زاده، صادق، کلید بهشت، ص30.