نمازاو در جایی دیگر خاطر نشان می سازد زرتشتیان شبانه روزی پنج بار نماز و پرستش خدای یگانه به جای آورند. نخست از سپیدی بامداد تا نیمروز (گاه هاون) دوم از نیمروز تا سه ساعت از نیمروز گذشته (گاه رپتون).
سوم از سه ساعت از نیمروز گذشته تا پیش از تیرگی شام (گاه ازیرن). چهارم از تیرگی شام تا نیمه شب (گاه ایوه سزیترم). پنجم از نیمه شب تا سپیدی بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.[1]
در آئین مزدیسنی از این نمازها سه نماز از همه مهم تر و معروف تر است. زرتشتیان قبل از هر چیز آن را به اطفال خود یاد می دهند. و در تمام قسمت های اوستا از این سه نماز، مكرر نام برده كه عبارتند از:
1ـ یتا اهوو ئیریو: یعنی به همان اندازه كه سرور جسمانی (پادشاه) نیرومند است; سرور روحانی به واسطه داشتن صفات راستی و پارسایی خود، همچنان تواناست. بخشش فرشته بهمن از آن كسی است كه فقط برای خدا كار كند و فیض قدرت الهی شامل كسی است كه پاسبان بینوایان و حامی درویشان باشد.
2ـ اشم و هو: یعنی راستی بهترین نیكی و سعادت است. سعادت از آن كسی است كه راست و خواستار بهترین راستی باشد.
3ـ نیگهه ها تام: یعنی فردا اهورا آگاه است از زنان و مردانی كه در ستایش او هستند، به این گونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزكاریشان درود می فرستیم.[2]
اكنون بحث در این باب را با سخن یكی از همین نویسندگان زرتشتی به پایان می بریم، او در پاسخ به این سؤال اینكه چرا باید نماز بخوانیم؟ می گوید: «شبانه روزی چند بار باید نماز كرد و نامه خدا را خواند تا آنچه اهورا مزدا فرموده به یاد و به جای آوریم و منش (اندیشه) و گوشن (گفتار) و كنش (كردار) خویش را برابر فرموده اهورا مزدا پاك و راست داشته گمراه نگردیم.»[3] این سخن مشابه آنچه در قرآن در مورد نماز گفته شده، می باشد. یعنی آیه «اقم الصّلوه لذكری»[4] نماز را به خاطر یاد من بپادار «انّ تنهی عن الفحشاء و المنكر»[5] «بدرستی كه نماز انسان را از كارهای زشت و ناروا باز می دارد.»
2ـ جایگاه نماز در آئین یهود
در این باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترین منبعی كه خبر از گذشتگان داده است شواهدی را درباره نماز در شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ خواهیم آورد. سپس از مضمون چند روایت از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهیم كرد و در پایان هم به مطالبی از كتاب تورات (عهد عتیق) و نویسندگان و مورّخان صاحبنظر استشهاد می كنیم.
وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت و در تاریكی و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد كرد و به خاطر سختی ها و مشكلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود كه: «اننی انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذكری»[6] یعنی همانا من اللّه هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت كن و نماز را برای یاد من بپادار. در این آیه پس از بیان عبادت خدای یكتا به حضرت موسی مسأله نماز یاد آوری شده است. در آیه ای دیگر به موسی و برادرش هارون دستور داده شده كه: «شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید و خانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز به پا دارید.»[7] در این آیه هم، خطاب به موسی و هارون به پا داشتن نماز مطرح گردیده است.
همچنین قرآن در آیه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پیمانی كه از بنی اسرائیل گرفته شده نماز را به عنوان یكی از اركان و موادّ این پیمان شمرده است». «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدین احساناً... و اقیموا الصلوه» و هنگامی كه از بنی اسرائیل ما پیمانی گرفتیم كه جز او را نمی پرستید و به پدر و مادر نیكی كنید.. و نماز را به پا دارید. این آیه به طور آشكار از نماز به عنوان میثاق و پیمانی یاد كرده كه از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند یكتا و نیكی به پدر و مادر و غیره گرفته شده است، كه این خود بیانگر اهمیت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شریعت آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است. طبری در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی را نقل می كند از قول امام باقر ـ علیه السلام ـ كه فرمودند: «احبار یهود و منافقین، مردم را به اقامه نماز و دادن زكات فرمان می دادند ولی خود انجام نمی دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها كه با مسلمانان تصدیق كننده پیامبر باشند و اقامه نماز كنند و...»[8]
در تأیید این مطالب كه یهودیان باید نمازهایشان را در معابد شان اقامه كنند در كتاب «گنجینه تلمود»[9] آمده است كه: «علاوه بر عبادت ها و نمازهای فردی و خصوصی كه انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند كه افراد موظّف هستند در آن شركت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته هایی مورد تأیید قرار گرفته است. كه در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می گیرد كه در كنیسه خوانده شود.»[10] و درباره برگزاری نماز جماعت در كنیسه گفته شده است «هر آن كس كه در شهر او كنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی رود وی را همسایه بد می خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نكوهش و مذمت قرار می دهد.»[11]
بعد از بیان آیاتی چند از كلام اللّه مجید درباره نماز در آئین یهود، در روایاتی هم كه از ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می كند كه به بیان چند مورد از آن ها اكتفا می كنیم. از جمله، روایتی است در ارشاد القلوب دیلمی كه می گوید: «خداوند سبحان به حضرت موسی بن عمران ـ علیه السلام ـ وحی فرمود: ای موسی!... اگر ببینی آن كسانی را كه نماز می خوانند در تاریكی شب و خود را به من نزدیك می نمایند به حدی كه گویی مرا می بینند و با من خطاب و تكلّم می كنند، من به آن ها جلال و عزّت می دهم.»[12] و نیز در روایتی دیگر آمده است كه خداوند به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «علیك بالصلوه فانّها لی به مكان و لها عهد وثیق»[13] «بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاصّ نزد من دارد و نزد من پیمانی محكم دارد.»
در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در كتاب اشعیا فصل چهل و پنجم آیه 24 معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است كه ركوع و سجود و تشهد و خم كردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض كرده و می كنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می كنند، زیرا كه مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.[14]
در پایان این بحث به نمونه ای از دعاهایی كه دانشمندان تلمود نقل كرده اند و اكنون بخشی از نماز آنهاست اشاره می كنیم. «ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلّق گیرد كه به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت، پر از نیكی و رحمت، آكنده از بركت، با معیشت و روزی حلال، همراه با تندرستی و نیروی جسمانی، قرین با ترس از خطای عمری كه در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزّت و سعادت، كه در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر كند، و تو در آن، همه آرزوهای قلبی ما را به خوبی و خوشی بر آورده سازی».[15]
بالاخره در كتاب گنجینه تلمود چنین نتیجه گیری شده: «دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگتر و والاتر از در خواستی برای رفع احتیاجات مادّی می دانند در عین حال كه تقاضای زندگی جسمانی را از یاد نبرده اند. ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ای برای ارتباط با خدا و گسترش پاك ترین و عالی ترین احساسات و انگیزه های طبیعی انسان به كار می برند. در نظر ایشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی روحانی است برای افزودن قدرت روان، بدین نیّت كه روح، نیروی فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.[16]» از مجموع آنچه گفته شد به خوبی می توان دریافت كه نماز در آئین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده كه توسّط حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به مردم ابلاغ شده است. و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.
3ـ جایگاه نماز در آئین مسیحیت
در این باب نیز همچون باب گذشته ابتدا به نمونه هایی از آیات و روایات در ارتباط با موضوع نماز در این شریعت آسمانی خواهیم پرداخت و سپس شواهدی را از كتاب انجیل مقدّس (عهد جدید) آورده و از نظر چند تن از مورّخان و نویسندگان صاحب نظر در این باب بهره خواهیم گرفت.
امّا قرآن در آیات متعدّدی چندین بار از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ سخن به میان آورده است. آنگاه كه مریم پاكدامن طبق قدرت و به معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی را به دنیا آورد. این وضع موجب شگفتی و حتّی باعث تهمت ناروا به او گردید كه در این هنگام مریم به فرمان خدا سكوت كرد تنها كاری كه انجام داد این بود كه اشاره به نوزادش كرد و افراد ماجرا جو را به طرف گهواره عیسی ـ علیه السلام ـ ارجاع داد. امّا این كار بیشتر تعجّب آن ها را برانگیخت و برخی آن را حمل بر سخریه گرفته و خشمناك شدند ولی این حال چندان به طول نكشید، چرا كه آن نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: «انّی عبداللّه آتانی الكتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مباركا این ما كنت و اوصانی بالصلاه و الزكاه ما دمت حیّاً»[17] به درستی كه من بنده خدایم به من كتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است، مرا هر كجا باشم مایه بركت گردانید و تا زنده ام به زكات و نماز سفارش كرد.





-------------------------------------------------------------------
منابع:

[1]. آئینه آئین مزدیسنى / 41
[2]. یكتا پرستى در ایران باستان / 353 به همین مطلب هاشم رضى در كتاب زرتشت و تعالیم او / 132 اشاره كرده است.
[3]. آئینه آئین مزدیسنى / 45
[4]. سوره طه / 14
[5]. سوره عنكبوت / 45
[6]. سوره طه / 14
[7]. سوره یونس / 87
[8]. جامع البیان فى تفسر القرآن /1/ 203
[9]. تلمود به معنى تعلیم دیانت یهود و آداب آنهاست و در تاریخ ادبى و فكرى قوم یهود كتاب تلمود بزرگترین و جامع ترى كتاب شمرده شده است كه این كتاب در قرن پنج میلادى «یوخاس» نامى از روحانیون و خاخام هاى یهود و با همكارى كاهنان یهودى دو كتاب «میشنا و گمارا» را با هم تركیت و تلفیق كردند و چند كتاب كوچك دیگر به ان افزودند و در نتیجه كتاب تركیبى را به نام تلمود خواندند. (به نقل از كتاب سیر تحوّل دین یهود و مسیحیّت صفحه 169).
[10]. گنجینه تلمود / 103
[11]. همان مدرك / 103
[12]. ارشاد القلوب دیلمى / 2 / 19
[13]. تحف العقول / 492
[14]. همان مدرك / 227
[15]. همان مدرك به نقل از (براخوت، 16 ب)
[16]. گنجینه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106
[17]. سوره مریم / 30